سلام

 امروزتصمیم گرفتم مفهوم انفساخ رابه طورمختصرومفیدموردبررسی قرارداده واین که انفساخ درچه معانی بکاررفته است.

معنای لغوی انفساخ :درلغت عرب انفساخ مصدرباب انفعال به معنی ازبین رفتن وبهم خوردن آمده است

انفسخ العقدعقدبهم خورد-ینفسخ العقد:عقدبرهم می خورد-انفساخ العقد:برهم خوردن عقد.

ازنظراصطلاحی معنی این واژه بامفهوم لغوی آن تقارن زیادی داردُوآنچه دراصطلاح انفساخ گفته می شود،حالتی است که یک عمل حقوقی خودبه خودوبدون تاثیراراده ی افرادازبین برود.ازآنجائیکه این کلمه مصدرباب انفعال است واین مصدرنشان دهنده ی حالتی است که هیچ کس آن را بوجودنیاورده وخودبه خودظاهرشده است.

ازنظراصطلاحی می توان انفساخ راچنین تعریف نمود:

"اگرعقدی صحیحاواقع شودوسپس به سببی ازاسباب،آن عقدمنحل شودودراین انحلال قصدعاقددخالت نداشته باشد(یعنی قصدنتیجه ی انحلال عقد)این انحلال راانفساخ می نامند"

بابررسی تعریفی که ازاین واژه درعلم حقوق توسط حقوقدانان مختلف به عمل آمده است می توان به چندنکته پی برد:

۱-انفساخ مختص عقودبوده ودرایقاعات کاربردی ندارد

۲-واژه انفساخ هنگامی درموردزوال عقودبکارمی رودکه عقدصحیحاواقع شده باشدومنظورازآنرعایت تمامی شرایط اساسی صحت معامله مندرج درماده ی ۱۹۰ق.م می باشدکه ازقوانین آمره وقانون مدنی به شمارمی رود.

۳-آنچه موجب بوجودآمدن حالت انفساخ می گرددیک علت خارجی است که ربطی به ماهیت عقدندارد.یعنی عقدماهیتاواساساهیچگونه اشکالی نداردبلکه علتی ازخارج عارض می شودبه موجودیت عقدپایان می دهد.

۴-انفساخ همان انحلال قهری عقداست ومنظورازقهری بودن انحلال بدین معنی است که عقدبدون اینکه نیازبه یک عمل حقوقی دیگرداشته باشدوبدون دخالت اراده ی طرفین یایک طرف منحل می گردد،وهیچگونه حق انتخابی برای طرفین عقد ویادادگاه باقی نخواهدماند.

انفساخ دوچهره دارد،یکی انفساخ به تراضی ودیگری انفساخ ناشی ازحکم قانون.درمورداخیر قهری بودن انحلال عقدبه نظرقابل قبول وبلااشکال است،لیکن درموردانفساخ به تراضی می نمایند.

۵-هرگاه عقدی بوسیله حالت انفساخ منحل شوداین انحلال تاثیرقهقرایی نخواهدداشت بدین معنی که آن عقد اززمان انفساخ منحل می شودوبه گذشته سرایت نمی کندوآنچه قبل ازانفساخ گذشته است اثرحقوقی خودرادارابوده وقابل استناداست.حال آنکه بعدازانفساخ هیچگونه اثرحقوقی برآن بارنخواهدشد.